تبليغاتX
بار دیگر؛ نگاه...
ادبی، فرهنگی، دینی

به نام او که مهربان است... مهربان ترین است

 

چقدر عجیب است...

انسانها... حرفهایشان... راه رفتنشان... علایقشان... نیازهایشان... تکاپویشان... افکارشان... خوابشان... رانندگیشان... تلویزیون دیدنشان... و همه چیزشان عجییب است...

من کجا هستم؟ از «داشتن» و «نداشتنِ» چه چیزی می توانم صحبت کنم؟

خسته ام... بریده ام (نه البته کاملاً)... چرا کسی نمی فهمد؟

تا کنون امتیازهایی را با خود جمع کرده ام؛ ولی دیگران، بسیاری از آنها را به رسمیت نمی شناسند. «ارزش»ها در دیدگاهشان دگرگون شده... همه چیز پول است و پول و پول... صبح تا شب، پول... شب تا صبح، پول...

زیمل می گفت: انسان مدرن اسیر «زمان» شده است.

من اما می گویم: اسارتِ تازه... اسیر پول، جستجوی پول، پیوند با پول، به دنیا آوردنِ پول، زندگی با پول، دوستی با پول، مردن با پول، پرستیدن پول... پول... پول... پول...

اندیشه سیری چند؟ تحصیلات یعنی چه؟ عشق؟! مسخره است! دین؟! ترمز...!

من نمی خواهم!

دیگر نمی خواهم و نمی توانم اینطور ادامه دهم...

خدااااااااااااااااااااااااا


ساعت 14:55 * سر کلاس نظریه های جامعه شناسی دکتر کچوئیان؛

در حال نوشتن جزوه و فهم درس و جواب به sms !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 22:5  توسط ا.پارسا  | 

به نام او که مهربان است... مهربان ترین است

 

این نگاشته طرح بحثی است پیرامون چرایی و چگونگی شناخت  حادثه عاشورا

 

"آیا دین میدانی است در کنار میدان های دیگر یا دین، میدان های دیگر را تحت الشعاع قرار داده و همه آنها را در بر گرفته است؟"

دکتر سارا شریعتی، سخنرانی در شب پی­یر بوردیو

1. اگوست کنت، جامعه شناسی را پیچیده ترین دانش ها می داند. دانشی که در 150 سال پیشینه­ی آکادمیک خود، همواره روش ها و نگره های متنوعی را تجربه کرده و وارد حیطه های مختلفی از زندگی اجتماعی شده است. دین، یکی از مهمترین نهادهایی است که مورد توجه این دیسیپلین علمی قرار دارد و پیامدهای اجتماعی آن بر سپهرهای گوناگون زندگی بشری، مورد مطالعه و تدقیق قرار می گیرد. چنانچه جامعه شناس بخواهد به جنبش های اجتماعی جامعه خود حساس باشد، به تعبیر گیدنز، تحرکی که دین (به عنوان یک نهاد) می­آفریند می­­تواند موضوعی جدی و قابل توجه باشد و بازشناسی آن کلیدی برای فهم بهتر جامعه...

2. در طول تاریخ حیات اجتماعی مردم ایران زمین، به تعبیر فرهنگ رجایی، دین یکی از عناصر اساسی هویت ایرانی را تشکیل می­دهد. ادوارشناسی دین و چگونگی و چرایی تفوّق گفتمان شیعی، مورد نظر این نگاشته نیست؛ اما با نگاهی بر وضع کنونی جامعه ایران، می توان بر چندی از مناسک دینی انگشت نهاد که در لایه های مختلف اجتماع ریشه دوانده است. از جمله­ی این مناسک، اقبالی است که اقشار مختلف مردم، به شرکت در آیین­های عاشورایی نشان می­دهند؛ به نحوی که در روز عاشورا، سیمای شهرهای ایران، رنگی دگر به خود می­گیرد.

3. با توجه به مقدمات پیش گفته، اینکه جامعه شناس بخواهد به تحلیل این پدیده کمر همت بگمارد، امری مطلوب و ضروری است. بررسی تطوّر اشکال مختلفِ پاسداشتِ حادثه­ی عاشورا، بازشناخت تأثیر گفتمان های رایج هر دوره بر نحوه های گوناگون عزاداری مردم و بازخوانی و ریشه یابی تبیین هایی که عالمان دین و روشنفکران از حرکت امام حسین (ع) ارائه می دهند، می تواند کلیدهای مناسبی برای این تحلیل باشد؛ گرچه شناخت دقیق -بنا بر نظر گروهی از جامعه شناسان- تنها با قرارگرفتن در متن (context) واقعه حاصل می شود. بنابر این جامعه شناس بهتر است خود را از این متن به حاشیه نکشاند تا رویکرد مردم، انگیزه ها، اعمال و تلقّیاتشان را  بهتر ببیند و دسته بندی و فهم کند.

4. به نقل قول ابتدایی باز می­گردم. در پاسخی اجمالی به پرسش بالا و با سودجستن از نگاهی ترکیبی، می­توان گفت میدان دین و اثراتی که بر اجتماع می گذارد، با شناخت بهتر باورها و مناسک دینی میسر می گردد و تنها پس از دیدن این اثرات است که می توان پاسخی مدوّن و خوب به پرسش مطرح شده داد. آنچه محل مناقشه است امّا، در مرز بین نگرش تئولوژیک با دیدگاه جامعه شناسانه­ی سکولار است که اتفاق می افتد. دست تحلیل­گر اجتماعی برای دادن تصویری از میدان دین (و یا مصداقی از آن، میدان عاشورا) باز است؛ لیکن این تصویر، تمام ابعاد را در بر ندارد. شاید بتوان "کالبد" را خوب نمایش داد؛ ولی بی توجّهی به "روح" ما را از دست یابی به شناخت کامل محروم می سازد. روحی که به روایت دین­شناسان، لزوماً "این دنیایی" نیست و بدون در نظر گرفتن آن جایی از پازل تحلیل ناقص است. لذا به نتیجه­ی درست منتهی نمی شود.

5. قصد نگارنده از این سطور، باز شدن پرونده­ی این بحث بود و برانگیختن توجّه به امری که به خوبی مورد تیزبینی و تأمّل قرار نگرفته است. چنان­چه نقد و نظرات خوانندگان محترم جامه­ی لطف را بر تن این نگاشته بپوشاند، بسیار خرسند خواهم شد. 

+ نوشته شده در  جمعه 10 اسفند1386ساعت 21:2  توسط ا.پارسا  |