پیشترها، مهر آشنا! در سرخی شفق، اشک تو می شکست بود آشکار برق نگاهت در آینه بر بوم برگ، نقش شمیم تو می نشست امّا دریغ و درد، خورشید بی نشان! در سردی خزان، نام تو مرده است تنهایی تو را، این روزها غروب هم از یاد برده است...
متولد فروردین 1363 و دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه تهران