تبليغاتX
بار دیگر؛ نگاه... - من به یک لیلی محتاجم!
ادبی، فرهنگی، دینی

به نام او که مهربان است... مهربان ترین است

 

فؤاد گفت: هر راهی را بگویی رفته ام. همه به عبث. از دکتر داخلی و خارجی بگیر تا گیاهی و شیمیایی و از روانپزشک و روانشناس تا متخصص اعصاب و روان، اما هیچکدام سر از این درد بی درمان نمی آورند.

می گویم: کار نمی توانم بکنم. می گویند: ورزش کن.

می گویم: تحمل دیدن هیچکس را ندارم. می گویند: جوشانده بخور.

می گویم: چشمه ی شعرم خشکیده است. می گویند: آزمایش خون بده.

می گویم انگیزه ی ادامه حیات ندارم. می گویند: قرص بخور.

می گویم: «من به یک لیلی محتاجم». می گویند: زن بگیر.

گاهی وقتها با خودم فکر می کنم که کاش لیلی زن نبود تا عوام اینهمه به اشتباه نمی افتادند... 


غیر قابل چاپ؛ سید مهدی شجاعی؛ کتاب نیستان؛ چاپ ششم؛ 1384

+ نوشته شده در  جمعه 25 آبان1386ساعت 20:33  توسط ا.پارسا  |